مرگ از من فرار می کند



[Reading] ➹ مرگ از من فرار می کند ➯ مصطفی چمران – E17streets4all.co.uk Amazing ePub, مرگ از من فرار می کند Author مصطفی چمران This is very good and becomes the main topic to read, the readers are very takjup and always take inspiration from the من فرار ePUB ☆ Amazing ePub, مرگ از من فرار می کند Author مصطفی چمران This is very good and becomes the main topic to read, the readers are very takjup and always take inspiration from the contents of the book مرگ از من فرار می کند, essay by مصطفی چمران Is now on our website and you can download it by register what are you waiting for? Please read and make a refission for you.مرگ از من فرار می کند

من فرار ePUB ☆ Mostafa Chamran من فرار PDF Savei March – June was an Iranian scientist who served as first defence minister of postrevolutionary Iran and as member of parliament, as well as commander of paramilitary volunteers in Iran–Iraq War He was killed during the war He helped found the Amal Movement in southern LebanonEarly life and education:Chamran was born into a religious family on March.

مرگ از من فرار می کند PDF/EPUB ·
    If you re looking for a CBR and CBZ reader our website and you can download it by register what are you waiting for? Please read and make a refission for you."/>
  • 296 pages
  • مرگ از من فرار می کند
  • مصطفی چمران
  • Persian
  • 19 January 2017

10 thoughts on “مرگ از من فرار می کند

  1. says:

    چرا تمام شد...؟ چقدر دنبال این چهره از جنگ بودم... این چمران... چقدر عجیب بود روایت های آدم ها که در هم گره می خورد و همه یک چیز را می گفتند.
    چمران خاص بود... هوش سرشار و عرفان شخصی اش... چقدر درد... چقدر نامردی... چقدر سنگ اندازی...
    کاش یک چمران داشتیم... کاش الان یک چمران داشتیم...

  2. says:

    عنوان: مرگ از من فرار می‌کند‬: ک‍ت‍اب‌ چمران؛ به کوشش: ف‍ره‍اد خ‍ض‍ری‌؛ ‏مشخصات نشر: ‏‫ت‍ه‍ران‌‬‏‫: انتشارات روای‍ت‌ ف‍ت‍ح‌، چاپ ششم 1391؛ ‏مشخصات ظاهری: 285 ص؛ مصور؛ چاپ هفتم 1392؛ ‏موضوع: چ‍م‍ران‌، م‍ص‍طف‍ی‌، 1311 تا 1360 -- سرگذشتنامه؛

  3. says:

    چمران از دید نزدیکانش.
    و دوست داشتنی و محبوب رو از زبان هرکسی که شرح حالش را بشنوی، دوست داشتنی و مجبوب تر میشود در نزد تو.
    چمران ِلبنان، چمران ِ ایران، چمران ِآمریکا؛
    همه خوب و عالی اند...

  4. says:

    اهمیت خوانشی بی طرفانه درباره ی زندگی شخصیت ها برای مان روشن و پرواضح است. شخصیت ها را آن گونه که بودند خواندن برای مان بسیار باور پذیر تر است تا خوانش هایی که بعضاً مغرضانه به ما القا می شود. از این رو کتاب های روایت فتح می تواند پیشنهادِ خوبی برای چنین امری باشد.
    مرگ از من فرار می کند پاسخی است به جزم اندیشانِ امروزی که از شهدای ما بت می سازند و در حدِ قدیس بالا می برند. این روایت ها، نکته هایی بسیار ارزشمند را به من فهماند: اول این که، عقلانیت میان شهدای ما حرف اول را می زد. دوم، خلاقیت و نوآوری شان بسیار قابل تحسین است. نکته ی سوم و مهم تر از همه این که شهدای ما انسان بودند و افعال انسانی داشتند: با هم شوخی می کردند، با هم می خندیدند، با هم غمگین می شدند، عصبانی می شدند -یا با هم یا بی هم :) -
    شخصیتِ دکتر چمران، بسیار جالب است؛نمی توانم درباره اش چیزی بگویم، اما روایت هایی که در این کتاب از نزدیکان و همرزمانِ او ارایه شده است بسیار جالب و محل تامل است، و ابعادِ معنوی، اخلاقی، عقلانی و حماسی او را بسیار، زیبا روشن می کند

  5. says:

    ميخواستم بشناسمش...هرطور شده قصد داشتم بشناسمش...دلايل مختلفي هم داشت اين كار...هم به خاطر اينكه مورد علاقه ي آدمهايي بود كه ميخواستم بشناسم آدمهاي موردعلاقه شان را، و هم ميخواستم بيشتر بدانم در مورد جنگ... جنگ را نميشود شناخت قطعا...اما ميشود يه كم احساسش كرد، و به اندازه ي چند دقيقه تويش قرار گرفت...و براي اين كار، كي بهتر از چمران؟
    اما...اما تغيير كردند اهدافم...در طي خواندنش اتفاقاتي افتاد...و با يكي ديگر از افرادي كه آن فرد دوست داشت آشنا شدم....و انقدر نااميد كننده بود اين فرد، كه حس كردم حيف چمران... و درباره ي جنگ هم... كتاب با مصطفي چمراني شروع شد كه رفته بود لبنان...و اين اصلا ربطي به جنگ ما نداشت... و همين شد كه يكدفعه به خودم آمدم، و ديدم فقط دارم سعي ميكنم بشناسمش، براي اينكه شناخته باشمش! براي خود خود خودش!
    نميشناسمش...هنوز هم نميشناسمش....چمران است آخر...هركسي كه نيست...كه بشود با يكي و دوتا كتاب شناختش... بايد زندگي اش كرده باشي، كه اين هم امكان ندارد...نميشناسمش هنوز هم...چون عجيب ترين آدم تمام زندگي اش را كه آدم نميتواند بشناسد، ميتواند؟ اما...اما حالا انگار كمي آشنا تريم با هم...انگار دورادور ميشناسمش...انگار با دوستانش زياد حرف زده باشم درباره اش مثلا... انگار كمي نزديك تر شده برايم...اما همچنان همان قدر عجيب است... و اين كتاب... صحبت هاي خيلي ها بود... كه كم يا زياد ميشناخته اند چمران را... در برهه هاي مختلف زندگيش...و مثلا ايني كه يك خاطره مشخص را چندين نفر از زاويه ي نگاه خودشان تعريف كرده بودند، كه مثلا در خاطرات ديگران با نام آقاي فلاني حضور داشتند، واقعا جالب بود برايم...يك جور ديد همه جانبه داشت...و اين خوب است براي شناختن يك نفر...چون هركس چيزهاي خاصي را ديده بود....و اين كه كتاب سير زماني داشت...هم خوب بود هم بد...بد بود براي صفحات آخر...كه ميدانستي با چه خاطراتي رو به رو ميشوي...
    و حالا...ته ته تهش...ميخواهم بگويم كه چمران، يك چيزي را در يكجاي آدم يكجوري ميكند! همين و همين و همين! مثل وقت هايي كه يكجاييت درد ميكند اما نميداني دقيقت كجا...يكجايم را دچار حس غريبي ميكند كه حتي خودمم نميدانم چيست...متوجهيد؟ و... دوستش نميتوانم داشته باشم....وقتي من شكلات را، كتابهايم را، ادبيات را، دوستهايم را و اين جور چيزها را دوست دارم، نميتوانم بگويم چمران را هم دوست دارم...اما تحسينش ميكنم! بيشتر از هركسي! و...يك چيزي بگويم؟ تنها كسي ست كه هربار، بلااستثنا هربار كه چيز زندگي نامه طوري ازش ميخوانم، هي خداخدا ميكنم كه اين بار و ته اين كتاب شهيد نشود و زنده بماند! به همين مسخرگي! و بعد خودم به اين همه بچه بودن خودم ميخندم... و باز دفعه بعد...
    گفتم: چي شده دكتر؟مريضيد خدايي نكرده؟
    گفت: چيزي نيست.
    بيمارستان دور بود و اگر نيخواستيم برويم بايد با گارد ميرفتيم ميامديم.
    گفتم: گارد بفرستم بروند پزشكي چيزي بياورند؟
    گفت:نه
    سرش را انداخت پايين گفت: نه عزيز. گرسنه ام فقط.
    گفتم از كي؟
    گفت:فكر كنم سه روزي ميشود.
    +آدم انقدر نويسنده عاخه؟ انقد خوب مينوشته عاخه چرا؟؟؟؟
    ++خوش خطم بودن ايشون...
    +++تكيه كلام:عزيز! 8>
    ++++مرسي هانيه!:)

  6. says:

    خیلی خوب بود، عالی بود، از خواندنش لذت بردم، مخصوصا اینکه کتاب لبنان شهید چمران را هم خوانده بودم، در این کتاب اکثر سوالاتم پاسخ داده شد

  7. says:

    زندگي‌اش را كه نگاه مي‌كني، مي‌بيني از اولش كه راه افتاده، به هركس كه رسيده كف دستش چيزي گذاشته. نگاه كه مي‌كني مي‌بيني يك مسير بلند است كه تقريباً از پاي تير چراغ برق سرپولك شروع شده و تا دانشگاه و آمريكا و بعد مصـر و لبنان و كردستـان و جنوب مي‌آيد. در اين مسير بلند مصطفي چمران زندگيش را تكه تكه مي‌كند و هر تكه را كف دست كسي مي‌گذارد.
    گاه حتي كسي را پيدا نمي‌كند، تكه‌اي را مي‌كند و كف دست كاغذ مي‌گذارد.
    انگار زندگي وزنه‌هاي مكرري است كه او بايد از خودش باز كند. گاه وزنه‌اي را به من مي‌دهد، گاه به تو. تا آن‌قدر سبك شود كه بتواند تا بي‌نهايت دنبال مرگ برود. مرگي كه به قول خودش از او فرار مي‌كند.

  8. says:

    «مرگ از من فرار می کند» داستانهایی شنیدنی از عارف بی نظیر جبهه هاست. داستانهایی از روزهایی که «مصطفی چمران» در امریکا درس می خواند، از روزهایی که در لبنان می جنگید، از روزهایی که در دهلاویه و سوسنگرد مسوول عملیات چریکی شده بود.

    نامه های خواندنی مصطفی به خدا، داستان زندگی عاشقانه ی او با همسرش، روایت شجاعت ها و کرامات مصطفی از زبان همسر او، همرزمان و دوستانش در این کتاب آمده است.

    سیر دلتنگی های چمران در امریکا و فعالیت های اثر بخش او در کنار امام موسی صدر، و دل گرمی های او در جبهه های جنوب، عاشقانه های او با خدا و شخصیت علمی او چنان در کنار هم زیبا نشسته است که از شخصیت او، شخصیتی ناب و کم نظیر ساخته است.

    این کتاب دربردارنده ی دو سفر است: سفر اول زندگی چمران را در امریکا و لبنان به تصویر کشیده است و سفر دوم داستان رزم چمران در جبهه های ایران است. این کتاب مجموعه ای از خاطرات و توصیفات اطرافیان چمران از اوست.

    واکنش خواننده پس از خواندن کتاب: می مانید این آدم میان قرن بیستم چکار می کند؟!

    http://mastoor.ir/content/view/2023/7/

  9. says:

    شخصیت دکتر چمران اونقدر جذابیت داره که از خوندن کتابهای مختلفی که ممکنه خاطرات مشابهی رو از زبانهای مختلف روایت کنه هیچ وقت سیر نمیشم...این کتاب هم گوشه ای از بزرگی ها و زیبایی های این شخصیت رو نشون میده...
    بیشتر از همه، دست نوشته های خود دکتر و راز و نیاز صمیمانه ایشون با خدا برام جذابیت داشت...خوندن این کتاب رو به همه افرادی که به دنبال یک الگوی همه چیز تمام هستند توصیه میکنم.

  10. says:

    🦋⁦ ♥️⁩ 🕯️

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *